محمد حسينى همدانى نجفى

8

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

نتيجه آنست كه همه اشياء و موجودات از ناحيه ساحت كبريائى صادر شده است و او عالم و محيط به همه كليات و جزئيات نامتناهى است بر طبق حقايق آنها بدون تغيير و يا استناد بعلم عقلى وحدانى و دفعة واحده بدون شائبه كثرت و تعدد و همان حكم قضاء است كه سبب خروج از قوه بفعليت مىشود و بطور تفصيل است و بر حسب اراده و قدرت و مبدئيت للعمل بر اساس مشيت واحده قاهره بتدريج بودن موجودات است كه هر يك پس از ديگرى و خصوصيات بىشمار آنها بوجود مىآيد و از آن تعبير به قدر مىشود مقابل قضاء كه حكم بثبوت آنها است بطور اجمال و كلى عقلى . و اين است معناى اختيار ساحت كبريائى در قضاء و اينكه بر اساس اكراه و اجبار نسبت به بشر نخواهد بود و اينكه ساحت كبريائى بر اساس اختيار بشر نهاده است بدون اكراه اقدام نمايند و علم بذات قدس كبريائى عين علم و احاطه بموجودات كه معلوم هستند زيرا علم به علت و سبب تام سبب علم و احاطه بمعلومات خواهد بود بالاخره از ازل ساحت كبريائى علم و احاطه شهودى داشته است به همه اشياء و موجودات به كلياتها و جزئياتها على ما هو عليها بطور علم حقيقى و شهودى عقلى بسيط وحدانى كه در آن شائبه كثرت و تحول و يا تغيير نخواهند بود . و بالجمله قدر عبارت از تفصيل قضاء و حكم كبريائى است و هر چه در آن نظام تحقق پذيرد مبنى بر اساس تقدير است و محدود به زمان و مكان كه در عالم سابق از علم ربوبى گذشته و ثبت و ضبط است قبل از اينكه بشر بوجود بيايد همه اين علوم كليه و جزئيه از موقف قضاء و تقدير گذشته و ثابت بوده و خواهد بود و در اين نظام بتدريج تحقق خواهد پذيرفت از نظر اينكه تعلق و ارتباط با ماده دارد و بر اساس تغيير و تحول و تأثير و تأثر و فعل و انفعال و حركت نهاده شده است . و از جمله دلايل قطعى و بديهى است بر اينكه آنچه كه در باره افعال بشر ساحت كبريائى حكم فرمود و مورد تقدير قرار گرفته بر اساس اختيار بوده و از اضطرار و اجبار دور و مبرى است اينكه بشر پيوسته در كارهاى خود تدبير مينمايد و تقديم و تأخير و اظهار